محمد رضا حكيمي - محمد حكيمي - علي حكيمي ( مترجم : آرام )
253
الحياة ( فارسي )
آن ، تأكيد كرد . ( 4 ) - حديث نبوى « تبّ » كه در فصل ذكر شد : ( تبّا للذّهب . . . ) ؛ اين حديث و امثال آن از چيزهايى نيست كه بشود به هنگام جستجوى نظر اسلام در بارهء مال ، و استنباط چارچوبهاى اقتصادى در بارهء حدود اموال - از لحاظ چندى و چونى - آنها را از نظر دور نگاه داشت . ( 5 ) - مسائل اقتصادى تازه ؛ اين گونه مسائل همانند واقعيّتهاى اقتصادى گذشته نيست ، پس در استنباط قضاياى مالى در اسلام - از لحاظ جايز بودن يا نبودن ، در عصر حاضر - واجب است كه واقعيت مسائل تازه و نو را هر چه بيشتر بفهميم ، تا استنباط ، تفقهى واقعى و اجتهادى باشد نه جز آن ؟ آرى ، اجتهاد و تفقّه ، تنها اجراى استنباط در گروهى از آيات و احاديث - به صورتى جدا از ديگر آيات و احاديث - نيست و سپس اعمال قواعد لفظى و عقلى در آنها ، - بدون توجّه به ارتباط تنظيمى آنها با ديگر آيات قرآنى و تعاليم جهت بخش و سازندهء حديثى ؛ - و بدون ملاحظهء موقعيّت هر حكم از لحاظ اصلى و فرعى بودن ؛ - و بدون مراعات مجموعهء تعاليم اسلامى در همبستگى و آميختگى اين مجموعه با يك ديگر ؛ - و بدون مقايسهء آنها با هم ، در اوضاع مشابه يا متفاوت ؛ - و بدون نگرش به نمونه بودن احكام اسلام و تعالى آنها در هدفهاى عامّ احكام براى ساختن جامعهء شايستهء بشرى ، در كرهء زمين ؛ - و بدون گردن نهى به واقعيّتهاى زندگى بشرى و سختيها و رنجها و نيازهاى افراد ( در ابعاد جسمى و روحى ) ، گردن نهادنى از روى فهم و بصيرت و محبّت و مدارا و دلسوزى ؛ - و بدون در نظر گرفتن نقش « حوادث واقعه » - بويژه « حوادث واقعهء اقتصادى » - در زندگى انسانها ؛ - و بدون فهم و دريافت تطوّر و تكامل عصرها ، و چيزهايى كه اين